اِبی بن بست. . .
به تو کاری ندارم...
دارم به درد ِ خودم می میرم !
تقصیر ِ من نیست ،
که تـو
تنها "درد" منی ..
اِبی بن بست. . .
ســرتاســر خیـــــال مــن نقـــاشــــیای کاشــــیاش سبز میشن و نـــاز میکنن مستا شبا تو کوچـه هاش هــــــــوای آواز مــیکنـن
اِبی بن بست. . .
باش ! فقط باش ! همین .... ... ..
اِبی بن بست. . .
دقت کردید که همه چیزهای خوب خانم هستند : خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم!ـ اما همه چیزهای بد آقا هستند : آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!!!
اِبی بن بست. . .
سخت ترین کار در دنیا ... ترمیم اعتمادیه که از دست رفته !
اِبی بن بست. . .
✿ツ چه تَـــلخ استـــ پَس از سـالهـــا جستجـــــو نیمــــه گمشـــده اتــــ را ... کامل بیــــابی ✿
اِبی بن بست. . .
يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد
اِبی بن بست. . .
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت ُ
اِبی بن بست. . .
حـالا کـه رفـتـه ای.. روی تـن ِ تـرانـه هـا خـاک نـشـسـتـه.. هـمـان تـرانـه هـایی کـه بـوی ِ تــو را مـیـدادند ...!
اِبی بن بست. . .
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ، خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد ، خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ، خیانت می تواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد . (شکسپیر)
اِبی بن بست. . .
از خاطرَت که رفته ام.. همین روزها ، از خاطراتت هم خواهم رفت ! خوب که با خودم فکر میکنم می بینم ، خیلی هم تقصیر تـو نیست... من قانون ِ"بازی" را بلد نبودم !!
اِبی بن بست. . .
میترسند... دخترک*های شهر من دیگر از سایه ی مرد هم میترسند.. روزگاری می*گفتند سایه ی بالا سر یعنی* مرد اما حال.. میترسند... ... ... ... ... مردانگی مرده است... دیگر اینجا عطر زنانگی هم بیهوده است.. تلخ خاطره*هایی* مانده از این مردم... مردم همه در بیهوده رفتن*های خویش سردرگم...