اِبی بن بست. . .
دور دلم حصار کشيده بودم،
تا ديگر به هيچ احساسي اطمينان نکنم !
و اکنون، باورش سخت است برايم، اين همه تلاش "#تو" براي رها ساختنم;
از اين حصـــــــــــــــــــــــــــــــار ...
اِبی بن بست. . .
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
اِبی بن بست. . .
مَـرد که گریه نمی کند ! نمی میرد ! خسته که می شود ،.... بُغض میکند.. چــال می شود ...!
اِبی بن بست. . .
آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ، در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست #"تنهايي" ما را به رخ ما بكشد ، طعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت
اِبی بن بست. . .
بـاشـَد مـَن تـسـلـیـم . .
.امـّا چـه فـایـده . . .
وقـتـے مـے دانـَم آخـر سـر ....
بـه جـاے ایـنـکـه مـَن بـرایـَت پـرچـم سـفـیـد تـکـان دهـم.
"او" بـرایـت لـبـاس ِ سـفـیـد مـے پـوشـد...
اِبی بن بست. . .
چـه مــے دانــے از دل ِ تنگم
گاهــــے به خدایت التماس مــےکنم
فـــقط خوابت را ببینم
مـــے فهمــــے (؟!؟)
خوابتـــــــــ را ...
اِبی بن بست. . .
زن اولی : این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده هستند ! زن دومی : چی شده ؟ زن اولی : مثلاً این شوهر من ، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم آخرش هم قبول نکرد که نکرد ! زن دومی : خوب چی رو داشتی براش توضیح میدادی ؟ زن اولی : این که من آدم پر حرفی نیستم !!!
اِبی بن بست. . .
چشمهايت را نقاشي کشيدم .. و هر شب از دلتنگي هايم با او حرف ميزنم و چشمهايت در نقاشي .. آرام آرام گريه ميکند !!!
اِبی بن بست. . .
به سراغ مـــن اگر می آیی تنــد و آهســته چه فرقی دارد؟
تــــــو به هر جور دلت خواست بـــــیا !
مثل سهراب دگر ، جنس تنهایی من "چینــی نیست"،
که ترک بردارد مثل آهــــن شده است ،
تـــــو فقط . . . .
زود بیا
اِبی بن بست. . .
نبودنت را
دارم باساعت شنی....
.............
اندازه می گیرم
واینک یک صحرا
گذشته است.