اِبی بن بست. . .
ماکه رفتیم..... فعلا باااااااای....اگر کار ددسته خودم ندم برمیگردم دوباره
اِبی بن بست. . .
چشام میسوزه از گریه - منو دریاب ، داغونم - دلیل این جدایی رو - نه میدونی ، نه میدونم
اِبی بن بست. . .
بیا “خر” هایت را بگیر دیگر توان عبور دادن آن ها را از پل ندارم وقتی می دانم که در آخر مثل همیشه خواهی گفت “ما به درد هم نمی خوریم” . . .
اِبی بن بست. . .
بیخیال عشق! میخواهم لای عطر موهایت بمیرم....
اِبی بن بست. . .
آدمـــــ هـا کـه " عـوض " می شونـد ... از " سـلام " و " شـب بـخیـر " گـفتـنشان مـی شود ایـن را فـهمیـد ! از "بوسه هایشان " از " حـرف هـا " و " نـگاه هـا " از گـودال هـای ِ عـمیـقی کـه بیـن ِ تــو و خـودشان می کـَـنـند و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند ....!
اِبی بن بست. . .
انقدر غرق در دوست داشتنت شده ام که دیگر نمیدانم چه بنویسم و از چه بگویم. به قدری دلتنگت میشوم که هیچ چیز و هیچ کس جز وجود خودت دلتنگیم را رفع نمیکند
اِبی بن بست. . .
اون لحظه که گفتی:یکی بهتر از تورو پیدا کردم یاد اون روزایی افتادم که به 100تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم ...!
اِبی بن بست. . .
در آغوشت که جا میگیرم ، عمیق تر گناه میکنم ! من این جهنم را که هوای بهشتی دارد ...... با هزاران بهشت خدا که بی تو هوای جهنم دارد ، عــــوض نــمــیـــکـــنــــم ...!
اِبی بن بست. . .
روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش را بکند به دنیا پاهایش را بغل کند و بلند بلند بگوید: من دیگر بازی نمیکنم. .....
اِبی بن بست. . .
زیر ِ بـاران گریه می کردم ، آرام و بیصدا.. تـو چتر را بالای ِ سرم گرفتی ، امّـا همچنان گونه های ِ من خیس از گریه ماند ! و تـو هرگز نفهمیدی ، که چتر باید بالای ِ"دلــم" باشد ، نه روی ِ"ســرم"...!