اِبی بن بست. . .
ما هم که دیگه باید کم کم رفع زحمت کنیم....!
اِبی بن بست. . .
با « یکے بود یکے نبود » شروع مے شود این قصـ ه با یکے ماند یکی نماند، تمام. یکے، من بودم یا تو؛ مهم نیستــــ مهمْ... قصـ ه اےست کـ ه تمام مے شود
اِبی بن بست. . .
بے تو نه بوے خاک نَمـ خوردهـ آراممـ کـَرد نه شُمارش سـِتاره ها تَسکینَمـ ... ! چرا صدایَمـ کـَردے ؟! چرا ؟
اِبی بن بست. . .
چه ناباور .. چه دردآور .. سکوتم بی نهایت شد ! چه غمگینانه عشق ِ "ما" ، دچار رنگِ عادت شد !!
اِبی بن بست. . .
بـــــرای متعــــهد بــــودن, لازم نیــــست یه حلـــقه فــــلزی دور انگــــشتت بــــاشه ! مــــــــــهم اینــــــــــــــــه کـــه یه حلـــــقه از جنــــس عشـــــق دور قلبــــــت بــاشه!!
اِبی بن بست. . .
دقّت کردین ؟ اگه بجای ایران و اصغر فرهادی ، یه فیلم "لبنانی" یا "فلسطینی" گلدن گلوب رو میبرد ، تا مدّتها "تیتر ِ اوّل تمام ِ اخبار و خبرگزاری های ایران بود !!!؟
اِبی بن بست. . .
باران ...هست! ابر ... هست! سرما ... هست! دلتنگی ... هست ! تنهایی ... هست! همه جمعیم... شکرِِ ِ خدا...!!!
اِبی بن بست. . .
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده… دست به خلاف بزنیـم…! من اندوه تـــو را مـــی دزدم…! تو تنهـایـی مـرا…!!
اِبی بن بست. . .
پایان حکایتم شیرین نیست من عاشق او بودم او عاشق او...
اِبی بن بست. . .
و هيچـ كسـ نفهميد كهـ چهـ شدمـ... نهـ ماهـ بودمـ، نهـ خورشيد... اما هيچـ دليـ سراغـ مرا از آسمانـ تنهاييـ اشـ نگرفتـ گوييـ ابرها هيچـ اند و فقط ابرند و بايد ببارند... و تنها باريدمـ... خستهـ ام...