اِبی بن بست. . .
با پاي دل قدم زدن آن هم كنار تو باشد كه خستگي بشود شرمسار تو در دفتر هميشه ي من ثبت مي شود اين لحظه ها عزيزترين يادگار تو
اِبی بن بست. . .
کــــــــاش آدم هیــــــــچ وقــت نفهــــمــه یــــــــه حـــرفایـــــــی دروغ بـــــــــوده...!
اِبی بن بست. . .
شَب همگی بخیر خوش بگذره.........
اِبی بن بست. . .
گریزانم از این مَردم که با من .. به ظاهر همدم و یکرنگ هستند ! ولی در باطن از فرطِ حقارت .. به دامانم دو صد پیرایه بستند !!
اِبی بن بست. . .
دم اونایی گرم که تو این قحطی محبت ، قلبشون مثل نگاهشون بوی محبت میده
اِبی بن بست. . .
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟ بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!! خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!! او کـه رفـت نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت
اِبی بن بست. . .
مرا باور کن ... همانطور که هستم... رنگ خودم ! و مرا آنگونه بخواه که ترسیم شده ام ... ساده ساده ! این دل کوچکم می شکند وقتی ... از باورهای غلط جامه می بافی و به زور بر تنم می کنی ! آهسته فرو می ریزم ... با صدایی بلند ...!
اِبی بن بست. . .
چرا سجده ؟ وقتی بوسه ای بر شانه ات به ملکوتم می برد ...!