اِبی بن بست. . .
اینجا سرزمین واژه های وارونه است:
جایی که گنج, "جنگ" می شود
درمان, "نامرد" می شود
... قهقه , "هق هق" می شود
اما دزد همان "دزد" است
درد همان "درد"
و گرگ همان "گرگ"
اِبی بن بست. . .
من رفتم فعلا بااااااااااای
اِبی بن بست. . .
به سلامتی اون دختری که وقتی تو خیابون یه لکسوز واسش بوق میزنه بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه 730 هم داشته باشی... چرخ پراید عشقمم نیستی!!!
اِبی بن بست. . .
پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند
اِبی بن بست. . .
مامان پشت در حمام : مهدی!
مهدی : من تو حمومم بله.
- حمومی؟
- نه په نه تو ترافیک همت ام!!
- مسخره منظورم اینه که داری دوش میگیری؟
- نه په نه دارم رانندگی میکنم!
اِبی بن بست. . .
دل بی درد ، همچون گور سرد است .....
اِبی بن بست. . .
هرکس از این دنیا چیزی برداشت ، من از این دنیا دست برداشتم !
اِبی بن بست. . .
خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین ، فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها ، هرگز تبرئه ای نیست آنکه را که را چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد …
اِبی بن بست. . .
قلبم گرفت عزیزم از بس که بی وفایی
تنگ غروب گم شد الماس آشنایی
خواستی ردم کنی تو یک جوری که نفهمم
یک لحظه باورم شد که من چقدر نفهمم
اِبی بن بست. . .
همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی
را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد
خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .
اِبی بن بست. . .
عشق رو میشه تو دستای خسته پدر دید .... و توی نگاه نگران مادر ... نه تو دستای منتظر یه غریبه
اِبی بن بست. . .
می دانم روزی خواهد رسید همچنان که در آغوش کسی خفته ای بیاد من ستاره ها را میشماری تا آرام شوی...
اِبی بن بست. . .
انقدر از زندگانی دلگیر و دلسردم که روزی اگر بمیرم مر گ خود را جشن می گیرم