اِبی بن بست. . .
غریبه بود ، آشنا شد ، عادت شد ، عشق شد ، هستی شد
روزگار شد ، خسته شد ، بی وفا شد ، دور شد ، بی گانه شد
ولی فراموش نشد
.
.
.
اِبی بن بست. . .
چقدر زمونه بی وفاست نمی دونم خدا کجاست یکی بیاد بهم بگه کجای کارم اشتباست ؟ گاهی می خوام داد بکشم اما صدام در نمیاد بگم آخه خدا چرا دنیا به آخر نمیاد ؟
اِبی بن بست. . .
میان میرن میگذرن روزایِ سختِ زندگی غمش رو نخور ! . . .
اِبی بن بست. . .
.
به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام
چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را ؟؟؟
اِبی بن بست. . .
تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد یک بار قسمت کردم ، چندین برابر شد . . .
اِبی بن بست. . .
در کنار تب تنهایی خویش یاد تو مرهم بالین من است....
اِبی بن بست. . .
من و تو چشمان یک صورتیم ، با همیم و چه تنهاییم !!!
اِبی بن بست. . .
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست ...
اِبی بن بست. . .
برای کسی دلتنگم که حتی لحظه ای در یادش گذر نمی کنم !!!
اِبی بن بست. . .
آنکه بین من و تو شام جدایی آورد ، می کنم نفرینش ، یا الهی ، بکنش چون من زار ، پیش معشوقش خار ، هر دو چشمانش تار ، تا بداند چه به من می گذرد ، از غم دوری آن چشم عزیز
اِبی بن بست. . .
درهجوم لحظه های پوچ جدایی سکوت تنها یاد گار لحظه های با تو بودن است وقتی ثانیه ها رفتن را تلنگر میزنند بودنت به کوچه فراموشی کوچ میکند
اِبی بن بست. . .
این خر درونمه که دوستت داره !
و گرنه میدونی که خودم ازت متنفرم !
اِبی بن بست. . .
تو می خندی و می روی
و من به یاد درد خنده هایت
چه خنده دار درد می کشم