اِبی بن بست. . .
در آغوش خودم هستم ... من خودم را در آغوش گرفته ام ! نه چندان با لطافت ... نه چندان با محبت ... اما وفادار ....!
اِبی بن بست. . .
این که هربارسرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزشت نیست
آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه توهستند.
اِبی بن بست. . .
دلم به بهانه ی بچگی باز گریست . بگذار دل بزرگ شود تا بداند همیشه هر چه بخواهد نیسسسسسسسسست.
اِبی بن بست. . .
و تو بدون هیچ واهمه ای از دلتنگی که فردا دچار آن میشوم رفتی... این بود دوست داشتنت؟
اِبی بن بست. . .
نامم را پدرم انتخاب کرد! نام خانوادگی ام را اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد…..
اِبی بن بست. . .
چنین گفت زرتشت:…عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
اِبی بن بست. . .
گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد کمی با من حرف بزن. ...
اِبی بن بست. . .
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من … غصه هایت برای من … همه بغضها و اشکهایت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را… صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده دوستت دارم …
اِبی بن بست. . .
آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای . از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم .....
اِبی بن بست. . .
در جواب ابلهان آنقدر خاموش ماندیم که گفتند : حرف حساب جواب ندارد !
اِبی بن بست. . .
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت نگاه کند.به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشدودستی را بپذیرکه باز شدن را بهتر از مشت بلد باشد