اِبی بن بست. . .
از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی ، بازهم بهم میرسیم ، زمین بیهوده گرد نیست !
اِبی بن بست. . .
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود ، از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه میکنیم !
اِبی بن بست. . .
غمناکترین ناله دلم بهانه دیدن توست ، بگو با دل بی قرارم چه کنم؟
اِبی بن بست. . .
وقتی پایت خواب می رود نمی توانی درست راه بروی لنگ می زنی! وقتی قلبت خواب می رود نمی توانی درست فکر کنی. عاشق می شوی!!! . ....
اِبی بن بست. . .
سیب دلم … لک زده است برای عطر دستانت ! گمم نکن !! قول .. که گوشه ی حافظه ات .. آرام بنشینم ! بگذار بمانم !.. آرام گوشه حافظه ات فقط ....
اِبی بن بست. . .
خدا تو را برای عاشقانه زیستن
به من نداد
برای شاعرانه زیستن
ز من گرفت . . . …
اِبی بن بست. . .
يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم .خوبم به خوبى تو .هر چند نپرسى حالم . . .
اِبی بن بست. . .
هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک جا جمع نمیشود که در این سه واژه کوتاه جمع میشود: او - دوستم - ندارد
اِبی بن بست. . .
با خود می گفتم هر گاه که برایت دلتنگ شوم، تکیه می کنم به ستون خاطراتت اما دریغ که این خاطرات، خود، بی تکیه گاهند. با خود می گفتم هرگاه که برایت دلتنگ شوم، دست به دامان شعر هایی می شوم که برایت باریده ام اما دریغ که این شعرها برای چشمانت دلتنگ تر از منند. اینک با خود می گویم بعد از این تمام دلتنگیها را خواهم شمرد نگاهشان خواهم داشت زلفهایشان را شانه خواهم زد تا شاید روزی به من بگویند که اگر بعد از این به خاطر چشمانت آمدند با آنها چه كنم؟