اِبی بن بست. . .
می ترسم از نفس های تو ، آن لحظه که با نبضم هماهنگ نزند ؛ میترسم..... از دستهای تو به دور گردنم ؛ نکند، آخر قصه طناب دار من شوند
اِبی بن بست. . .
رسم دنیا فراموشی است اما تو فراموش مکن کسی در لابلای گذر زمان به یاد توست
اِبی بن بست. . .
اخ که دیگه داره خوابم میگیره چشام بستس! برم یه چرت بزنم دوباره بیام....
اِبی بن بست. . .
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد… دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد… دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد … دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
اِبی بن بست. . .
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
اِبی بن بست. . .
روزهای خوب باهم بودنمان گذشت
دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت ، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است…
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد ،
اِبی بن بست. . .
کسی هست آغوشش را،شانههایش رابه من قرض بدهد ؟ ! تا یک دل سیر گریه کنم؟!بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟