اِبی بن بست. . .
این روزها خیلی دلم گرفته ،
سردرگم و بی قرارم ،
حس میکنم آخرین روزهاست
و در این لحظه ها
حتی میتوانم نفسهایم را بشمارم…
نفسهایی که دیگر
در هوای تو نیست ،
ثانیه هایی که به یاد تو است
و در کنار تو نیست ،
لحظه هایی که حتی
به خیال تو نیست …
اِبی بن بست. . .
کاش کور میشد دو چشمم آن دمی که نگاهت را روی دیگری دید!!!!
اِبی بن بست. . .
با من بمـــان ... آنها که رفتن شان را طـــاقت آوردم ... تـــو نبودند!
اِبی بن بست. . .
چـــه قدر بی رحم انـــد رویا ها......!!!
اِبی بن بست. . .
چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من . . .
اِبی بن بست. . .
مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد، جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم ندانسته آلوده شدم، نشناخته وابسته شدم، و نخواسته رانده شدم
اِبی بن بست. . .
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است
مثل همین باران بی سوال
که هی می بارد
که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!
اِبی بن بست. . .
اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس
گامی به تو نزدیک تر می شوم . این زندگی من است . . .