arash rezaei
بنده ای، خدا را گفت:اگرسرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم...؟ خدا گفت : شاید نوشته باشم هرچه دعا کند ...
arash rezaei
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم
arash rezaei
*مي داني ... !؟ به رويت نياوردم ... ! * * از همان زماني كه جاي " تو " به " من " گفتي : " شما " * *فهميدم * *پاي " او " در ميان است ...*
arash rezaei
چقدر خوبه ادم یکی را دوست داشته باشه نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه ... نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه به خاطر اینکه تنهاست و نه از روی اجبار بلکه به خاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
arash rezaei
يک دسته از ادم ها هستند که ترازويشان را توي دوستي در حال تعادل قرار داده اند. بي کوچکترين خطايي.رباتي مي شوند با برنامه اي عينا شبيه به خودت و هيچ تلاش و خلاقيتي فراتر از اين برنامه انجام نمي شود.اس ام اس بزني. اس ام اس مي زنند.زنگ بزني. زنگ مي زنند.ميس کال بيندازي. ميس کال ميندازند.نامه بنويسي. نامه مي نويسند.بگويي :" دوستت دارم." مي گويند:" دوستت دارم."دعوا کني. دعوا مي کنند.قهر کني. قهر مي کنند.هديه بدهي. هديه مي دهند.خوشحال باشي. انرژي مي دهند.غمگين باشي. غمگين ترت مي کنند.جواب ميس کال ندهي. جواب ميس کالت را نمي دهند.برايشان لايک و کامنت بگذاري. برايت لايک و کامنت مي گذارند.آدم هايي که دور و برم را گرفته اند بيشتر جز اين دسته از آدم ها هستند.بعد يک جا چشم هايت را باز مي کني و مي بيني بيشتر تو بودي که براي حفظ رابطه تلاش کرده بودي و طرف مقابلت تنها آينه اي در برابر تو بود. تو که خسته شوي. تو که کم انرژي شوي. تو که براي چند لحظه خودت را پشت اتفاقي پنهان کني. تو که از اتفاق کوچک يا بزرگي دلخور شوي. تو که شلوغ شوي. مي بيني آدم ها نيستند. رفته اند. شايد رفته اند تا ربات يکي ديگر شون
arash rezaei
فقط تو ایرانه که وقتی صاحبخونه میخواد صمیمیتشو با مهمون نشون بده میگه پاشو شلوارتو در بیار ... !!
arash rezaei
جهان سوم جاییست که اگه یه زن به شوهرش خیانت کنه سنگسارش می کنن اما اگه یه مرد به زنش خیانت کنه به زنش میگن بیشتر به شوهرت برس
arash rezaei
بابام حسرت زمان باباش را میخورد، منم حسرت زمان بابام، اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره، همچین با پشت دست میزنم تو دهنش، که نفهمه از کجا خورد
arash rezaei
آدمهایی که ما را ترک میکنند سه دسته اند : یک گروه آنهایی که بر میگردند گرچه نه آنها دیگر همان آدمهای سابق هستند و نه ما . گروه دوم کسانی هستند که هرگز بر نمیگردند چه آنهایی که نمیخواهند ، چه آنهایی که نمیتوانند. گروه آخر آنهایی هستند که باید دعا کنیم آنچنان پل های پشت سرشان را خراب کنند که اگر هم بخواند ، نتوانند برگردند. خطر ناکترین گروه سومیها هستند .چون موقع رفتن طوری ما را میشکنند ، که ما تا مدتها در کما میمانیم و خیلی دیر میفهمیم که برای چه آدمهای بی ارزشی اشک ریختیم ، احساس گناه کردیم، از خود گذشتگی کردیم ، و تا مرز نابودی ، زندگی را فدا کردیم ... خیلی دیر میفهمم ... خیلی دیر ... ولی یک روز میفهمم ... چیزی که هرگز نمیفهمیم این است که اصلا چه چیز این آدمها را آنقدر دوست داشتیم؟؟؟؟ ( روزی که آدمهای بزرگتری ، با ارزشهای والاتری وارد زندگی ما شدند ، آن روز قدرِ خودمان را بیشتر میدانیم )

14 سال و 4 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 30 دقيقه قبل