arezo
وابسته شدم به تو ، بی آنکه بدانم "وابستگیها" وام های کوتاه مدتی هستند با بهره های سنگین . . .
arezo
تو با من باشی زهرمار هم می چسبه
arezo
یاد زمانی که تو آرایشگاه مردونه فقط مو کوتاه می کردن بخیر.
arezo
قدیما به کسی که به پات می نشست می گفتن: وفادار، الان می گن: سیریش.
arezo
یادت برایم مانند قصه ی سیگار پیرمردی است که سالهاست میگوید : نخ آخراست . . .
arezo
تاریک باد... خانه ی مردی که... نمی جنگد... برای زنی که دوستش دارد
arezo
قطارها بیهوده میپرسند چی ؟ چی ؟ نمی دانند در انتهای ریل ها هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست . . .
arezo
هنوز هم مرا به جان تو قسم میدهند میبینی تنها من نیستم که رفتنت را باور نمیکنم . . .