آرزو
اگه خدا 12 ساعت بهت اجازه گناه بده ، چیکار میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آرزو
...نه فردا نه چند ساعت بعد هم نه ... چند ثانیه دیگر هم نه... همین الان ... برای مادرت یک کاری بکن اگر زنده است دستش را اگر به آسمان رفته است ... قبرش را …. اگر پیشت نیست ... یادش را …. اگر قهری...چهره اش را …. ببوس.... بکوب لایک قشنگه رو به افتخار همه ی مامانای مهربون...
آرزو
دیدارهایی هستند خاطره ساز ، استرس کمی دارند خوبند پاکاند ماندگارند، برق چشمها دیدنیاند غروب برگریز که باشد باران هم که نمنم بیاید لذتش دو برابر میشود فقط بدیاش این است که وقتی زمانش کوتاه باشد آنوقت است که هزار حرف و سخن میماند کنج دلت و از آن بدتر اینکه، تو از قبل میدانی که این اولین دیدار آخرین دیدار هم هست و دیگر هیچگاه تازه نخواهد شد و بعد تو میمانی و یک سیدی یادگاری که هرگاه گوش میکنی چشمهایت مثل همان عصر پاییزی میشود...
آرزو
در آغوشـم کـ ِ مۓ گیــرۓ
آنقــَــَدر آرام مۓ شوم
کـ ِ فـَـراموش مۓ کنم
بـایـ ـد نفس بکشم....
آرزو
امشب در دریایِ بیکرانِ قلبِ خویش .. شنا خواهم کرد .. و .. در بستری از حریرِ احساسِ دلم خواهم خُفت .. و .. نسیمی تا صبح .. می نوازَدَم آرام .. آرام .. امشب .. مرا با سیاهی کاری نیست امشب .. غصه و غم را به دلم .. راهی نیست
آرزو
مردان پیامبر شدند؛ و زنان مادر؛ قداست پیامبران را توانستهاند زیر سوال ببرند؛ ولی قداست مادران را هرگز!!!!!
آرزو
هر وقت تو از من دور می شوی شب از راه می رسد! معمائی شده است برای من نسبتِ تو با خورشید...
آرزو
خــــدا پــــرسیــــد: میخــــوری یــا میبــــری؟ مــــن گفتــــم میخــــورم چــــه مـــی دونستــــم لــــذت هـــا رو میبـــرنــد ! حســــرت هــا رو میخـــورند!
آرزو
دلواپسی من از نیامدنت نیست ! می ترسم در پس این دل دل زدن ها بیایی ودیگر نخواهمت.......
آرزو
من مهربان ندارم نامهربان من كو؟ نه دربندم نه آزادم نه آن لیلا ترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم نه از آتش نه از سنگم نه از رومم نه از زنگم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگمچه غمگینم چه تنهایم نه پنهانم نه پیدایم نه آرامی به شب دارم نه امیدی به فردایم چه امیدی . چه فردایی چه پنهانی . چه پیدایی اگر خوشحال اگر غمگین چه فرقی داره تنهایی ؟؟
آرزو
سایه مرگ همیشه دنبال ماست پس دنبال سراب نباش
آرزو
مسیر من، آغاز حرفهای آسوده ای است ، که از تنفس ِ تیره ی شب بازدم می شود! جایی که سکوت ِ ابر، حاشیه های غروب را خیس می کند! و من ، تو را از کنار بی قراری ِ قدمهایت ، می رهانم! و آغوشم را تحفه ی چشم به راهی ات می کنم!
آرزو
مرا اینگونه باور کن کمی تنها،کمی از یاد رفته خدا هم ترکمان کرده خدا دیگر کجا رفته؟ نمی دانم مرا ایا گناهی هست؟ نمیدانم؟؟؟
اول قلب دخترارومیدزدیدم دوم بوسشون میکردم سوم گناهی به ذهنم نمیرسه
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایلخوب خدا رو شکر که گناهی بیشتر از اینا به ذهنت نمیرسه آرام
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 18 دقيقه قبلممنون تادلت بخوادگناه زیاده ولی این گناها بهترازگناهای دیگه است
14 سال و 8 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 8 دقيقه قبل توسط موبایل