غضنفر از زمین و زمان گله می کرده می گه: چه دنیای بدی شده ادم « نمی تونه به هیچ کـس اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسیدم هر کدوم یه چیز می گن نمی دونم حرف کدوم رو باور کنم؟
غضنفر رفته بود زیارت امام رضا. بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه « اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی. نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!
یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا...این چه آشناست ! بعد از « یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم... این همون کره خریه که امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

14 سال و 4 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 17 دقيقه قبلخب به اونم میگیم پیپی
14 سال و 4 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 15 دقيقه قبلبه ماها همیشه ظلم میشه ...یه بار 2 بار نیست که....یه سیگاری میره یه نخ میگیره میشه 100 تومن...یه تریاکی میره 2000 تومن میگیره یه هفته شارژه پیپ کشام میرن توتون بخرن مینینن 17000 تومن ندارن نمیگیرن
14 سال و 4 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 14 دقيقه قبل