آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
من از آدمهایی که در باور خود، همیشه حق دارن ... متنفرم
آزاده
پشت این پنجره شب دارد می لرزد و زمین دارد باز میماند از چرخش .
آزاده
کوهها با هم اند و تنهایند / همچو ما ، با همانِ تنهایان
آزاده
سکوت ما از سر بی کسی ایست .
آزاده
خط پیشانی هر جمع خط تنهاییست ...
آزاده
اما نیمه شبی من خواهم رفت / از دنیایی که مال من نیست / از زمینی که به بیهوده من را به آن بسته اند ...
آزاده
به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد ... / روحش شاد و یادش گرامی
آزاده
کاش دلها انقدر پاک بود که برای گفتن " دوست دارم " نیاز به قسم خوردن نبود
آزاده
از هیاهوی واژه ها خسته ام / من سکوتم را / از اوراق سپید آموختم ام .