آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
آنقدر فریادهایم را سکوت کرده ام که اگر به چشمانم بنگری کر می شوی ...
آزاده
قیمت عشق چقدر کم شده است / کمتر از آب روان / و چه تخفیف بزرگی خورده / قیمت هر انسان .
آزاده
نه هر مجردی تنهاست / نه هر متاهلی عاشق .
آزاده
درد می کند هنوز جای دوست داشتنت ...
آزاده
آن مرد زن دارد و دیابت و هفت بچه و فشار خون و تاکسی دارد و پانزده ساعت در شبانه روز کار می کند و عینک ذره بینی دارد و هفته ای چهار بار می میرد ... " مصطفی مستور "
آزاده
آلیس کجایی ؟ بیا ، ... اینجا عجیب ترین سرزمین دنیاست ...
آزاده
بدم می یاد / .... / .... / .../ .../ ...
آزاده
این می چه حرام است که عالم همه زان می جوشند ، یک دسته به نابودی نامش کوشند آنان که بر عاشقان حرامش کردنند ، خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند
آزاده
به نوشته های من نگاه نکن / چشم اگر فرو بندم / جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت ... " حسین پناهی "