آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
کیا خودشونو دوست دارن لایک کنن ببینم چند نفریم ...
آزاده
ماهی قرمز توی تنگ بلور ، حسرت ماهی توی حوض را می خورد ... بیچاره دریا که ندیده است ...
آزاده
با من بمان ... آنها که رفتنشان را طاقت آوردم ... تو نبودند...
آزاده
آدم ها می آیند وزندگی می کنند می میرندو می روند اما فاجعه زندگی تو زمانی آغاز می شود که آدمی می میرد و نمی رود ونبودنش در بودن تو آنچنان ته نشین می شود و تو می میری در حالی که زنده ای و او زنده می شود در حالی که مرده است
آزاده
سلام دوستان غروب نکبت پاییز خوش!!
آزاده
این روزها ریاضیم بد جور ضعیف شده!!نمی دونم چرا هیچ جوره نمی تونم آدم حسابت کنم
آزاده
زندگی تأتریه که نمایش نامه نویسش ، خودش بازیگر یه تأتر دیگه ست خبر نداره