بیمار بیمارم دوایم قرص آزادیست صدایم درد مظلومیست به زیر ضرب شلاق گرانی صدایم آن زنیست کز درد بی پولی... نگاهم چهره رنجور یک مردیست که افتاده میان سیل غمهایش اجاره پول برق و آب و گاز ِماه وای بر من دختری دارد دم ِ بخت است تو میگویی که باید شاد باشد این پدر؟؟ نه... و من دیدم جلوی دخترش بسام و خندان است ولی در خلوت شب به سان کودکی هق هق زند وز گریه و ماتم بیخواب و بیدار است گلوم فریاد میخواهد... سکوتم داد میخواهد..
به کوچه ای وارد میشدم که پیر مردی از آن خارج میشد، پیرمرد گفت: نرو بن بست است... گوش نکردم و رفتم...بن بست بود و برگشتم به سر کوچه که رسیدم "پیر شده بودم "
زندگی کن به شیوه خودت ... با قوانین خودت با باورها و ایمان قلبی خودت مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی هر جور که باشی ، حرفی برای گفتن دارند !!!
زن ازدیدگاه دکتر علی شریعتی: زن عشق می کاردو کینه درو می کند او می زاید و تو برایش نام انتخاب میکنی او درد می کشد و تو نگران از اینکه بچه دخترباشد او بیخوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی می بینی او مادر می شودو همه جا میپرسند : نام پدر؟