▪ انقلاب: همزمان با انقلاب و روزهای پس از آن، فرهاد مهراد ترانه «وحدت» را با شعری از سیاوش کسرایی و آهنگ منفردزاده خواند. همان روزها منفردزاده آهنگ ترانه «جمعه» را دوباره و این بار با گروه کُر برای فرهاد تنظیم کرد و ترانه «شبانه ۲» (یه شب مهتاب) نیز با شعر احمد شاملو و آ هنگ منفردزاده اجرا شد. در اواخر دهه پنجاه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد. دهه شصت را میتوان سالهای گوشهگیری و انزوای فرهاد نامید. او با توجه به شرایط جامعه اثری از خود ارایه نکرد و تا اواخر دهه شصت که کاست «خواب در بیداری» را منتشر نمود به انزوای هنری خود ادامه داد.
فرهاد پس از انقلاب مدتها از کار منع شد تا بالاخره در سال ۱۳۶۹ آلبوم «خواب در بیداری» را منتشر کرد که چند ترانه فارسی و چند ترانه انگلیسی داشت. در این کاست، فرهاد پیانو هم مینواخت و بعضی از آهنگها را هم خود ساخته بود.
در سال ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در شهر کلن آلمان اجرا کرد.
در سال ۱۳۷۶ آلبوم «وحدت» او نیز منتشر شد که شامل ترانههای دهه ۱۳۵۰ او بود. وی در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم «برف» را نیز به انتشار برساند.
فرهاد بیآزار و منزوی و گوشهگیر بود. او آدم بذلهگو و شوخی نبود. میشد فهمید که نمیتواند خیلی چیزها را تحمل کند اما در رفتارهایش نشان میداد. خوش برخورد و خوشرو بود البته گاهی اوقات هم بذلهگویی میکرد. مثلا زمانیکه به معرفی اعضای گروه میپرداخت؛ شوخ طبعیاش گل میکرد. «هامو» را «هملت» معرفی میکرد و وقتی که میخواست یکی از معروفترین اعضای گروه را معرفی کند، میگفت: «نایس جنتلمن!» جالب اینکه این فرد اوایل فکر میکرد فرهاد دارد به او فحش میدهد برای همین ناراحت میشد. اما احتمالا حالا که کمی به زبان خارجه تسلط یافته، میداند آن دو کلمه توهین نبوده است. هنگامی که خودش را معرفی میکرد میگفت: «این منم که پیانو میزنم». بعد که پیانو زدنش تمام میشد، میگفت: «این یک پیانیست معمولی بود». او آنقدر مودب بود که هیچکس را به نام کوچکش صدا نمیکرد.
در سال ۱۳۷۲ پس از ۱۵ سال آلبوم جدید فرهاد، با نام «خواب در بیداری»، مجوز انتشار دریافت کرد و تبدیل به پر فروشترین آلبوم آن زمان شد. پس از انتشار «خواب در بیداری»، فرهاد که از انتشار آلبوم بعدی خود در ایران ناامید شده بود در سال ۱۳۷۶ آلبوم «برف» را در ایالات متحده آمریکا ضبط و منتشر کرد و این آلبوم یک سال بعد در ایران منتشر شد. پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» بود. طرح موضوع «گفتگوی تمدنها» شور و شوقی وصفناپذیر در فرهاد پدید آورده بود. این شوق به حدی بود که فرهاد درصدد تهیه این آلبوم که ترانههایی از کشورها و زبانهای مختلف را در خود جای میداد برآمد. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد.
فرهاد البته از حرکت باز نایستاد. آن روزها هیچ چیز جز مرگ نمیتوانست او را از تهیه آلبوم «آمین» بازدارد، که البته مرگ بازداشت . . .
فرهاد به بیماری هپاتیت C مبتلا بود و در نتیجه عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به شهر «لیل» در فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در آرامگاه Thiais در پاریس دفن شد تا اینگونه افسانه فرهاد به پایان رسد و چقدر تاسف برانگیز است وقتی میبینیم هنرمندی که نیمی از آثارش را برای نشان دادن حس وطن پرستی اجرا کرد و وقتی ایمان داریم فرهاد یا نمیخواند یا با قلبش و با اعتقاداتش یک ترانه را اجرا میکرد حالا باید در خاکی بیگانه جام مرگ و سکوت را لحظه لحظه بچشد. این بود تمام زندگی فرهاد مهراد سهمی که از خاک ایران داشت . . .
شناسنامه مهمترین ترانههایی که فرهاد خواند به شرح ذیل است:
ـ «تو را دوست دارم»/ شعر از مهدی اخوان ثالث (با تغییرات فرهاد)
ـ «نجوا» / (اصل آهنگ از منفردزاده)
ـ «خواب در بیداری» / شعر از Juan Ramon Jimenez (با تغییرات فرهاد)
ـ «برف» / شعر از نیما یوشیج (با تغییرات فرهاد)
ـ «کوچ بنفشهها» / شعر از شفیعی کدکنی
ـ «خیال خوشی» / شعر از ویلیام شکسپیر
ـ «کتبیه» / شعر از فریدون رهنما
ـ «گاندی» / شعر از مهاتما گاندی، ترجمه شعر از انگلیسی محمد حسین آریا
ـ «وقتی که بچه بودم»/ شعر از اسماعیل خویی (با تغییرات فرهاد)
ـ «آئینهها(مسخ)» / شعر: اردلان سرفراز
ـ «هفته خاکستری» / موسیقی: واروژان، شعر: شهیار قنبری
ـ «وحدت» / موسیقی: اسفندیار منفردزاده
ـ «برف» / موسیقی: فرهاد و فریدون شهبازیان
ـ «مرد تنها» از آلبوم «خواب در بیداری» / موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم رضا موتوری)، شعر: شهیار قنبری
ـ «شبانه ۱» / موسیقی: اسفندیار منفردزاده، شعر: احمد شاملو
ـ «خسته» / موسیقی: محمد اوشال (موسیقی متن فیلم زنجیری)، شعر: عباس صفاری
ـ «آوار» / موسیقی: فرهاد، شعر: شهیار قنبری
ـ «جمعه»، موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم خدا حافظ رفیق)، شعر: شهیار قنبری
تو این شبای سَـــرد اولین اینکه حالتون خوب خوبــ خوبــــ باشه وصــد البته شاد خوشحال باشد بعدشم میخوام تو این تریبون برایتو آرزوم خوب کنم اولیش اینه که دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد و ناپایدار چون زندگی بدین گونه است برایت آرزومندم كه دشمن نیز داشته باشی نه كم و نه زیاد، درست به اندازه تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند كه دست كم یكی از آنها اعتراضش به حق باشد و نیز آرزومندم مفیدِ باشید تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن كافی باشد تا شما را سرِ پا نگهدارد.. یلداتون مبارک
این مدلی خوبه هیچ نیازی به کِش مو نی مگه هنوز با قرن کار میکی ...جدیدش نانون قرن 1.55
در این جا جا داره از همه همه دوستان قــَدَردانی نمونده بابت بابت ِنگاهای گرمش شان
@آزاده تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا تولدت مبارک