آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
بگذار آنچه از دست رفتنی است از دست برود ... من آنچه را می خواهم که به رنگ التماس نیالوده باشد ...
آزاده
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم ...
آزاده
تو زندگیم چقد غم دلم گرفته از همه ...
آزاده
بغض هایم را نگاه می دارم ، بعضی وقتا سبک نشوم سنگین ترم
آزاده
زندگی شاید یک خیابان درازی است که هر روز ؛ زنی با زنبیلی از آن می گذرد ...
آزاده
پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوس مسکن دارد ...
آزاده
گاهی یک تصمیم به خودی خود آدمو شارژ می کنه ... چه برسه به عملش ...
آزاده
تو اون فرشته پاکی که فکر می کردم نبودی ...
آزاده
توسط موبایل
بچه ها کی در مورد اون شی نورانی که تو آسمون دیده شد اطلاعات درست داره ؟
آزاده
انقده خوب هستم که ببخشمت ... اما انقده احمق نیستم که دوباره بهت اعتماد کنم ...
آزاده
مرا با خود ببر به سرزمین صورتی ، رنگ پری های فراموشی ...