آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
یه روز یه نفر می خواست کشفم کنه ... کشفم کرد ... ولی ثبتم کرد به نام خودش
آزاده
هر که آمد بار خود را بست رفت / ما همان بدبخت و خوار و بی بصیب / زآن چه حاصل ، جز دروغ و جز دروغ ؟ زین چه حاصل جز فریب و جز فریب ؟
آزاده
زنده است ... آن که خیال آب سیرابش می کند
آزاده
بیچاره فقط مطهری تو این انقلاب شانس نیاورد ... روز مرگش همه جا بزن بکوبه
آزاده
کلا بدبختی تونو به کسی نگین خودتون یادتون میره ولی بقیه یادشون می مونه ...
آزاده
اینکه اینترنت در زندگی ما انقدر مهم شده ... واسه اینه که از هم دوریم
آزاده
نمی دانم چه می خواهم خدایا / بدنبال چه می گردم شب و روز / چه می جوید نگاه خسته من ... "فروغ فرخزاد"
آزاده
در سرزمین من آدمی / را از ناگفته هایش باید شناخت /گفته هایش برای خوش آمد توست / این راز حیرت آور را خدا هم کشف نمی کند / تا زیر یک سقف شراب نخوری ...
آزاده
گاهی نوشتن خطاست / گاهی ماندن خطاست / گاهی زیستن خطاست / گاهی مردن خطاست / گاهی رفتن خطاست / درختی که بهار ندارد خطاست / عاشق نباشی همه چیز خطاست ...
آزاده
کاش گاهی مرد بودم / می شد خنده هایم را کوچه ها بریزم / با صدای بلند از ته دل بخندم / هیچ ماشینی برای سوار کردنم ترمز نکند / من از زن بودنم در این سرزمین / گاهی سخت گله دارم ...
آزاده
دنیای عجیبی شده برای حرف دروغ خدا را قسم می خوریم / به حرف راست که می رسد می گوییم ؛ جان تو
آزاده
من خدا را در نگاه آنان دیدم که خود به محبت نیاز داشتن ولی باز هم محبت کردن