آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
کاش دنیا یک بارهم می شد بازی را به ما می باخت ... مگر چه لذت دارد این برد پی در پی
آزاده
دلم درد می کند ... ، کاش ، یه لحظه می ایستاد تا ببینم چشه ...
آزاده
دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل ... یا رب تو قضاوت کن منم دیوانه یا دل ....
آزاده
این روزها دلم عجیب بچگی می خواهد ... خسته ام !!! یک قلم لطفا ... می خواهم خودم را خط خطی کنم ...
آزاده
دنیایم پر شده از آدمهایی که وجود خارجی ندارند ...
آزاده
از گرگ های درنده نمی ترسم که به جسمم حمله کنند ... تمام ترسم از آدمهای گرگ نمایست که روحمم راه پاره پاره کردنند ...
آزاده
چقدر عجیبه ... تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره ...
آزاده
اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن ... اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم ...
آزاده
مرگ من سفری نیست ، هجرتی ست ، از سرزمینی که دوست نمی داشتم ، به خاطر نامردمانش ...
آزاده
سخت ترین کار دنیا ، قانع کردن یک احمق است ...
آزاده
فریاد را همه می شنوند ... اگر معنای سکوتم را فهمیدی ...
آزاده
آمدنت را این روزها ... محال می دانم ... اما اگر بخوابم آمدی مرا نبوس ... در نبودت من و سیگار ... به تو خیانت کردیم
آزاده
دودی که از دهانم بیرون می آیند دود سیگار نیست ... ، قلبم سوخته است که دود می کند
آزاده
من حس می کنم امروز یکی از خسته کننده ترین روز های زندگیم ، نمی دونم فقط من اینجوریم یا شما هم ...؟؟