آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
آنقدر شکست خوردم تا چگونه شکست دادن را آموختم
آزاده
در سرزمین من ؛ خدا را در ریش و جانماز می بینند ، فاحشگی را در خنده های بی غرص و معصومانه دختران ، سادگی و پاکی را در بستن آخرین دکمه پیراهن ، صلاح و سیاست را در دروغ های مصلحتی ، و عشق را منشا پلیدی و گناه
آزاده
توسط موبایل
روحت شاد هایده ... صداش دلمو جلا میده ...
آزاده
توسط موبایل
مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه
آزاده
پرنده ای هستم ولی دلی دارم در حسرت "درناها"
آزاده
ما بزرگ نشدیم ما فقط پیر شدیم
آزاده
با احترام به خدایی که دنیا رو در سه روز آفرید ،، اگه من جاش بودم بیشتر طول می دادم تا یه دنیای بهتری بسازم
آزاده
هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند ...
آزاده
بیا گناه کنیم جایی که خدا نباشد
آزاده
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ؛ پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی
آزاده
وقتی که دیوانگی تنها مجال توست برای خندیدن ،،، بگذار بگویند دیوانه ای
آزاده
توسط موبایل
سکوت می کنم و دگر هیچ نمی گویم ... که این بزرگترین اعتراض دل من است
آزاده
توسط موبایل
فریادها مرده اند ـ سکوت جاریست ... تنهایی حاکم سرزمین بی کسیست ... می گویند خدا تنهاست ما که خدا نیستیم ... پس چرا تنهاییم