آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
پیر مرد بادبادک فروش هم رفته سیگار فروش شده ؛ این روزها ، سیگار واسه همدردی بهتره تا بادبادک ...
آزاده
سیگار هم نشدیم به سختی ترکمون کنن ...
آزاده
توی ما پله زندگی ، مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه ؛ تاس که هر چی گفتی ، بگن باشه ...
آزاده
ای کسانی که دیگران را خر فرض می کنید ... خرتر از شما وجود ندارد ...
آزاده
کاش در کودکی می ماندیم ... جایی که تنها تلخی زندگیمان شربت تبمان بود ...
آزاده
راها پیر می کنند ؛ پیر نمی شوند
آزاده
نخ بادبادک را اسیر نمی کند ... فقط اوج بادبادک را تضمین می کند
آزاده
دیدی سپید شد موهایم ... از چشم سفیدی تو ؟
آزاده
بیا تا گندوم یک خوشه باشیم ...
آزاده
صبوریم کمه ... بی قراریم زیاده ... چقدر بی قرارم من صاف و ساده " چاوشی "