آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
لخت ، افتاده ام روی دست خاطرات ، یکی بیاید ، جنازه ام را بردارد ، از روی دوش این تشبیع کنندگان ، شاید فاتحه ای باشد ، برای آسودگی روانی پریشان ...
آزاده
منو رها کن ، اسیرت میشم ....
آزاده
به من بدبخت ، فلک زده کمک کنید ...
آزاده
گیر دادن گشت به دو زوج عاشق ...
آزاده
با من بمان ... آنها که رفتنشان را طاقت آوردم ... تو نبودند...
آزاده
منطقی که فکر می کنم : تنها ماندن با این حجم سنگین تنهایی حق من نبود ، ولی انتخاب خودم بود... عجیب است که این همه درد وجودم را پر کرده ولی ذره ای پشیمانی نه...
آزاده
باید ماهیگیر ماهری باشی تا سهم خود را از زندگی صید کنی