مُشتبااا ..
آرزوهایم را گذاشتم در کوزه که با آبش قرصهای اعصابم رو بخورم .... !!
مُشتبااا ..
دلتنگی دردیه که شب و روز نمیشناسه ... شرمنده اگه بدموقع دلتنگت شدم ! : (
مُشتبااا ..
لبهایت را بیاور … بوسه نمیخواهم !!! فقط میخواهم اسمم را از رویشان پاک کنم
مُشتبااا ..
عـــــاشـق را کــه بـــرعــکــس کـــنـی , مـی شـود "قـشــــاع" . دهـــخـــدا را مـی شــنــاسـی ؟ لــغـت نـامـــه اش را کـه بــاز کــردم نــوشـتـــه بـــود : قـشـــاع : دردی کــه آدم را از درمــــان مـایــوس مـیکـنــــــد . . . !
مُشتبااا ..
اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم , حالا به همه جا رسیده بودم ..
مُشتبااا ..
از لبخندم برای تغییر دنیا استفاده می کنم و نمی گذارم دنیا لبخندم را تغییر دهد...
مُشتبااا ..
ما نسل بدبختی هستیم ، دست مان به مقصر اصلی نمی رسد از همدیگر انتقام می گیریم !
مُشتبااا ..
منطق بَضیا دو حالت داره : یا حق با منه ، یا تو نمیفهمی که حق با منه ..!
مُشتبااا ..
گذشته های دور را بخشیده ام ؛ چون مانند کفش های کودکیم برایم کوچکند و با آنها از برداشتن گام های بلند عاجز .. اگر بتوانم گذشته های نزدیک را هم ببخشم , حتما پرواز خواهم کرد ... حتما : (
نیما جواب منو نمیده
15 سال و 14 روز و 7 ساعت و 32 دقيقه قبلفردا به یوسف میگم بش بگه
منم واسه همین نگرانم
چون گفت بازم درد داره
هر شب واسش دعا میکنم
اوکی ... پس خبری شد بی خبرم نزار ... مرسی
15 سال و 14 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبلباشه حتما
15 سال و 14 روز و 7 ساعت و 24 دقيقه قبلتوهم دعا کن حالش خوب باشه
چشم
15 سال و 14 روز و 7 ساعت و 23 دقيقه قبل
15 سال و 14 روز و 7 ساعت و 18 دقيقه قبل