مُشتبااا ..
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم... برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی..؟ خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی..؟ پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد...! اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت...باران احمق..!!
مُشتبااا ..
لعنت بر تمام صراط های مستقیمی كه عرضه ندارند مرا به تو برسانند....
مُشتبااا ..
یه سد جلوی روزگار بزنید..............داره جوانی همه را به باد می ده !!
مُشتبااا ..
بعضی وقتا باید یقه احساستو بگیری , بزنی تو گوشش و با تمام قدرت سرش داد بزنی و بگی : خفـــــــه شو ... دیگه بسه ؛ تا الان هر چی کشیدم بخاطر تو بوده . . . .
مُشتبااا ..
آدمیست دیگر! گاه میخواهد برود در پیله ی بی هویتی .... خودش را هم نشناسد! مخصوصا خودش را! ... آدمیست دیگر!
مُشتبااا ..
این روزها اگر خون هم گریه کنی , عمق همدردی دیگران با تو , یک کلمه است : " آخـــــــی "
مُشتبااا ..
خدایا کمتر با ما حکمت انگیز برخورد کنید , هی منظورتان را نمیفهمیم حرص میخوریم !! . . . . : )
مُشتبااا ..
عروسی اندی و شینی .... حتما ببینید
مُشتبااا ..
**خاطره شنیدنی از محمد خاتمی ** در دیداری که خاتمی با جمعی از دانشجویان داشت پسری بلند شد و گفت تو در این مدت هیچ کاری برای ما انجام ندادی و درغگو هستی!!!! خاتمی گفت : نشنیدم بلند تر بگو !! بار دوم پسر حرفاشو بلندتر تکرار کرد ولی باز هم خاتمی گفت: نشنیدم بلندتر بگو اینبار پسر با صدای بلندتر داد زد.... خاتمی گفت: من این کار رو براتون کردم , اینکه بتوانید جلوی رئیس جمهورتون بایستید و با صدای بلند حق خودتون رو ازش بگیرید من جرات رو بهتون دادم...
مُشتبااا ..
به کلاغــــها بگویید: قصه ی من اینجا تمام شد، یکی , بود و نبود مرا , با خود برد . . . .
مُشتبااا ..
آدم عـصـبـاني رو دوس دارم! شايـد فحـش بـده ولي حداقـل راستشو مـيـگـه !
مُشتبااا ..
نگاه هرز جامعه از قدیسه فاحشه ساخت چون مثل آنها نبود!!!