مُشتبااا ..
دلتنگی یعنی ؛ با آهنگِ شادی که همه میرقصند ، بزنی زیر گریه ! نه آرام .. كه ؛ های و های . . . !
مُشتبااا ..
دختر گفت :بشمار پسرک چشمانش را بست و شروع کرد به شمردن: یک دو سه چهار دخترک رفت پنهان شود. آن طرفتر پسر دیگری را دید که گرگم به هوا بازی میکند، برّه شد و با گرگ رفت. پسرک قصه هنوز می شمارد
مُشتبااا ..
خدایا هر دری را خواستی ز حکمت ببندی قبلش یه آلارمی، نو تیفیکیشنی، چیزی بده .. له شدیم لای در!
مُشتبااا ..
کاش توی زندگی هم مثل فوتبال ، وقتی زمین میخوری یا از درد به خودت می پیچی ، داور می اومد و از آدم می پرسید: " میتونی ادامه بدی ... ؟
مُشتبااا ..
عاقبت عشق های سر راهی !!!