مُشتبااا ..
بابا که شدم به دُخدرم پول توجیبی نمیدم تا یواش از پشت سرم بیاد دستاشو حلقه کنه دور گردنم موهاشم بخوره تو صورتم ............در ِ گوشم پچ پچ کنه بگه بابایی بهم پول میدی ؟ داریم با بچه ها میریم بیرون ... موهاشو بزنم کنار . ماچش کنم ، بگم برو از جیبم وردار بابایی به خاطر دخدرم هم که شده ، یه روزی بابا میشم !
مُشتبااا ..
چه جالب ! شناسنامه ی قدیمااااااا
مُشتبااا ..
آی سهراب ... کجایی که ببینی ... عشق ، ديگر صداي فاصله ها نيست ... صدای فنر تخت است ... !
مُشتبااا ..
برایم چیزی نمانده , جز مشتی اشتباه , که بی اراده , در دستم فشارشان می دهم
مُشتبااا ..
من میدونم هیچ کس ارزش اشکای منُ نداره و کسی که چنین ارزشی رو داشته باشه باعث اشک ریختنم نمیشه !! پس خَرَم نکن
مُشتبااا ..
از خوب ها بیشتر میترسم... یه روز تو خوب من بودی!
مُشتبااا ..
یادمان باشد عاشق کور است اما احمق نیست.
مُشتبااا ..
رنگ و دیوانگی سفيد رنگ آرامش است، اگر در اتاقي با رنگ سفيد بماني، از فرط آرامش ديوانه مي شوي. سياه رنگ جدي است، اگر در اتاقي با رنگ سياه بماني، از فرط نااميدي ديوانه مي شوي. قرمز رنگ جذاب و گرم است، اگر در اتاقي با رنگ قرمز بماني از فرط هيجان ديوانه مي شوي، زرد رنگ زندگي است، اگر در اتاقي با رنگ زرد بماني از فرط اضطراب ديوانه مي شوي، اصولا اگر زياد در اتاق بماني ديوانه مي شوي، زياد هم ربطي به رنگها ندارد
مُشتبااا ..
ماه من ، ببند چشمان قشنگت را , داد می زنند ، حرف های عاشقانه ات دروغ است
مُشتبااا ..
برای مجنون ِ بیخیال ِ قصه ات، یک لیلیِ مغرور باش....! محبتت را به هر بها و بهانه ای مفروش...