مُشتبااا ..
پتو بغلت مي کنه ، گرمت مي کنه ، اشکات رو خشک مي کنه ، چه ميکنه اين پتو . . . ! جووووونم پتــو . . .
مُشتبااا ..
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم... برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی..؟ خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی..؟ پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد...! اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت...باران احمق..!!
مُشتبااا ..
لعنت بر تمام صراط های مستقیمی كه عرضه ندارند مرا به تو برسانند....
مُشتبااا ..
یه سد جلوی روزگار بزنید..............داره جوانی همه را به باد می ده !!
مُشتبااا ..
بعضی وقتا باید یقه احساستو بگیری , بزنی تو گوشش و با تمام قدرت سرش داد بزنی و بگی : خفـــــــه شو ... دیگه بسه ؛ تا الان هر چی کشیدم بخاطر تو بوده . . . .