نگار
دیگـر چـیزے نـمـانـده بـه لمس دوبـاره دستـآنتــ زل زدن بـه چشـمـآنتــ و گم شدن در آغـوش مردآنـ
نگار
بی خیال همه چی
پرت از دنیا می شم!
ساده
رها
وکمی هم عجیب!
نگار
سلام سلااااااااااااااااااااااااام..................© دوست دارم تا همیشه
نگار
”سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه … پـــُـر از تـهـوع … جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : ” ســرد اسـت “… یـخ نمـی کنـی … حـس نـمی کنـی … کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم …
نگار
یعنی این عکس منو ویران کرد!
نگار
اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سر مزارم و گل سرخ رنگي را روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي رو كه بهت داده بودم رو به خاطر بيارم ولي ... اگه تو مردي......... من فقط يه بار ميام مزارت ميام و اون دسته گله سفيده مريم رو كه با خونه خودم سرخشون كردم برات هديه ميكنم وعاشقانه كنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي
نگار
جانم باش تا به لبم برسی میخواهم همه ببینند با تو جان به لب شدم
نگار
این روزها نه با ادا حرف می زنم! نه با طنازی نگاه می کنم! تمام زنــانــگی ام را میان دستان مردانه ات جا گذاشته ام