ᾋṨἬἝƓἬ
پاکت حرفهای رو نشده.......
ᾋṨἬἝƓἬ
کاش شیطانی نبود و فتنه گری نمی کرد میان رابطه من و تو ...خدااا
ᾋṨἬἝƓἬ
به محض اینکه تمام عزمم جزم می شود که بگذارم و بگذرم که سرد کنم این آتش نیمه گرم را کسی می پرسد: نمی مانی؟ ... رها می شود چمدان از دستانم ... ):
ᾋṨἬἝƓἬ
دست و دل زمين و زمان لرزيد . . .تا خانه خشت خشت جهنم شد . . .شهري است تازه اينكه نميسازند . . .شهر من از زمين خدا كم شد
ᾋṨἬἝƓἬ
زمین این دنیا لیز است هرچه بیشتر بدوی بیشتر زمینت می زند .........
ᾋṨἬἝƓἬ
می خواهم گوشه ای از این دنیا را شکاف دهم شاید اکسیژنی خودنمایی کرد....
ᾋṨἬἝƓἬ
شعله های شمع که جان می گیرد بال های پروانه جانشان را از دست می دهند..... م ی س و ز ن د
ᾋṨἬἝƓἬ
دردم از یار است و درمان نیز هم.....
ᾋṨἬἝƓἬ
به شکستن که می افتی از تکه های شکسته شده دل هم نمی گذری...
ᾋṨἬἝƓἬ
ما مرز گم شده عقل و دلیم که نه دل راهمان می برد، نه عقل به کارمان می آید............
ᾋṨἬἝƓἬ
اگر دوست داشتن به قدر پیدا کردنش ساده بود، دنیا به این سختی نبود شاید، و به این رمزآلودی و دلفریبی، شاید. . . . .