ᾋṨἬἝƓἬ
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت / آمدم نعره نزن جامه مدر هیچ مگو / گفتمای عشق من از چیز دگر میترسم / گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو/
ᾋṨἬἝƓἬ
مینویسم تا بدونی یاد تو تو دل میمونه . . .
ᾋṨἬἝƓἬ
تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی ، مسئــــــــــــــــــــــــــولی ... !!! ):
ᾋṨἬἝƓἬ
تنهایی را ترجیح میدهم به تن هایی که روحشان با دیگریست . . .
ᾋṨἬἝƓἬ
خدایا ؟ حواست هست ؟ صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید که تو از رگش به من نزدیکتری ...
ᾋṨἬἝƓἬ
دیده را فایده آنست که دلبر بیند ... اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
ᾋṨἬἝƓἬ
کاش می دانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافت ..........آنوقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغض هایم را نمی توانم... فرو بدهم.....
ᾋṨἬἝƓἬ
بـه پنـدار تــــو: جهانم زيباست! جامه ام ديباست! ديــــــده ام بيناست! زيـانـــم گـــــــــوياست! قفســــم طلاســـــــــــت! به اين ارزد كه دلم تنهاست؟
ᾋṨἬἝƓἬ
موبایلم شب ها آرام و بی صدا به خواب میرود. دیگر کسی برای با من بودن لرزه بر تن او نمی اندازد . . . . . .