مثلاً اگر سرزده برید عروسی دوست قدیمی و سالها ندیدهتان، یحتمل دلخور میشود که چرا بیدعوت آمدید. اما اگر همین دوست، داغدار شده و عزیزی را از دست داده باشد و شما مطلع نباشید، شاکی میشود که چرا در مجالس ختم نبودید و تسلابخش زخمش نشدید. انگاری ارج و قرب دوست کمتر از "مرغ"ی شده که هم در عزا میخورندش هم در عروسی
شب عبور شما را شهاب لازم نیست / که با حضور شما آفتاب لازم نیست / در این چمن که ز گلهای برگزیده پر است / برای چیدن گل ، انتخاب لازم نیست@✔ عـلـ[بابا]ــی
خیال دار تو را خصم از چه می بافد ؟
گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست
ز بس که گریه نگردم غرور بغض شکست
برای غسل دل مرده آب لازم نیست کجاست جای تو ؟ - از آفتاب می پرسم -
سوال روشن ما را جواب لازم نیست
ز پشت پنجره بر خیز تا به کوچه رویم
برای دیدن تصویر ، قاب لازم نیست