ᾋṨἬἝƓἬ
این روزها یهو چشمام ، زیادی یه روی سیاهی ها باز شد و من ظرفیت روبه رو شدن با این سیاهی های آدمها رو ندارم....../
ᾋṨἬἝƓἬ
تو هَم هَم انند هَمه.....اما.... "يك دم مرا به گوشة راحت رها مكن ....با من تلاش كن كه بدانم نمردهام "
ᾋṨἬἝƓἬ
تبرک ; دل من است، آنچه نگریسته ای تو بر آن.........../
ᾋṨἬἝƓἬ
تن پوشِ مدرنیته یِ بورژوا بر تنِ کوخ نشینانِ اندیشه قبای ژنده ایی ست.........
ᾋṨἬἝƓἬ
زردی پاییز از من ...7 رنگِ جدایی از تو.....غمباد ابرُ بغض های کودکی و باران کبود پاییزی از من.....آفتاب بی رمق پشت ابر، سوز سرمای تنهایی از تو/
ᾋṨἬἝƓἬ
نفس های مدام، بی صدا از برون، از درون فریادگر اما......