ᾋṨἬἝƓἬ
من به « عکس تو » دست می کشم تو « به عکس» من دست می کشی از من......
ᾋṨἬἝƓἬ
من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان.........
ᾋṨἬἝƓἬ
خوب ترین حادثه می دانم ات ....خوب ترین حادثه می دانی ام؟
ᾋṨἬἝƓἬ
من نمی گویم عاقل باش یا دیوانه باش..... گر به جانان آشنایی با جهان بیگانه باش ( فروغی بسطامی)
ᾋṨἬἝƓἬ
به محض اینکه تمام عزمم جزم می شود که بگذارم و بگذرم که سرد کنم این آتش نیمه گرم را کسی می پرسد: نمی مانی؟ ... رها می شود چمدان از دستانم ... ):
ᾋṨἬἝƓἬ
کسی که بتونه دروغ کوچکی رو مزه مزه کنه حتما می تواند دروغ بزرگی رو هضم کنه آنقدر که باور داشته باشه کسی رو دوست داره.......
ᾋṨἬἝƓἬ
چشام رو که باز کردم... خیره به سقف ... زیر لب می گفتم: خدا رو شکر که فقط یه خواب بود..........
ᾋṨἬἝƓἬ
من و خود من تا آخرش با همیم.....