ᾋṨἬἝƓἬ
شروع کردم به خواندن. آیاتی از سوره انفطار بود. تا رسیدم به «کراماً کاتبین». یعنی «[فرشتگان] بزرگوارى كه نويسندگان [اعمال شما] هستند». حسابمان با کراماً کاتبین است....
ᾋṨἬἝƓἬ
عجب جنگ نرمی خواهد شد میان موهای تو و دستان من........... (:
ᾋṨἬἝƓἬ
Baboon, Bronx Zoo by Richard Conde
ᾋṨἬἝƓἬ
Mahout and Elephant by Cesare Naldi
ᾋṨἬἝƓἬ
اون زمان که ما کوچیک بودیم خواننده ها میخوندن: " نمیخوام هیشکی اونو نیگاش کنه" یا میخوندن "یک شب دلم خواهد که مهمانت کنم؛ از دیده ی بیگانه پنهانت کنم"(ایکون یاد ایامی)
ᾋṨἬἝƓἬ
مرد جا افتادهای که کنارم نشسته بود با کمترین دسیبل به دوستش گفت «مغز همه زنها خالیه، واسه همین باید بهجاش جیبشون رو پر کرد و فرستادشون بازار تا بتونی با خیال راحت به خودت برسی». خانمی که جلو نشسته بود بیمعطلی برگشت و گفت ... [خداییش جواب دندانشکنی داد اما نمیتونم بنویسمش اینجا]
ᾋṨἬἝƓἬ
راننده تاکسی گفت «آدم باید مرد باشه یا کنار مرد»........