ᾋṨἬἝƓἬ
منم مثل تو مات این قصه ام .......
ᾋṨἬἝƓἬ
من آن روز که دربند توام آزادم . . .
ᾋṨἬἝƓἬ
امروز رفته بودم پشت بوم كه آنتن تلویزیونون رو تنظیم كنم، با موبایلم شماره خونه رو گرفتم به مامانم میگم: الو، مامان خوبه؟ مامانم هم میگه : مرسی همه خوبن شما خوبین؟ خانواده خوبن؟ ببخشید بجا نیاوردم.
ᾋṨἬἝƓἬ
من را، زِ خود دورم مکن . . .
ᾋṨἬἝƓἬ
نه مرا طاقت غربت / نه تو را خاطر قربت / دل نهادم به صبوری / که جز این چاره ندارم... .