ᾋṨἬἝƓἬ
با صدای بلند میگه دختر قانون خدا با اندازه قانون تو سخت نیس ...
ᾋṨἬἝƓἬ
با نگاهی , تبسمی , حرفی... در بیاور مرا از این تردید ای نگاهت محصل شیطان! اخم هایت معلم دینی
ᾋṨἬἝƓἬ
این روزها بیشتر از نوشتن ، دوست دارم بخونم ... شاید باز همون حس قدیمی و وفادار به سراغم اومده ...
ᾋṨἬἝƓἬ
دیگه کسی نبود از رنگ قهوه ای موهام لذت ببره مشکی کردمشون.........
ᾋṨἬἝƓἬ
جایی نوشته بود : میگن وقتی از خدا شاکی ای به کسی غیر از خودش نگو خودش هم که روش اونوره کلا ........ ):
ᾋṨἬἝƓἬ
فکرت را همین جا می کارم و می روم............
ᾋṨἬἝƓἬ
نمی دونم چرا افسار زندگی که از دستم خارج می شود من رَم می کنم
ᾋṨἬἝƓἬ
میزبان سفیدی های جدیدم این روزها .....
ᾋṨἬἝƓἬ
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ᾋṨἬἝƓἬ
احساس خوبی بود وقتی تو لاین سبقت با تمام فریاد های خواننده ، آهنگی که عاشقشی رو فریاد بزنی...
ᾋṨἬἝƓἬ
پر از حس های ضد و نقیضم . . .