ᾋṨἬἝƓἬ
بگذار همه فكر كنند ژالوفن و كدئين شفايم دادند اما من كه مي دانم دردهايم به احترام حضور تو كوچ كردند....(:
ᾋṨἬἝƓἬ
دلم میخواهد آب در دلم تکان نخورد..............با این ویبره زندگی تکان که هیچ،موج برداشتند انگار
ᾋṨἬἝƓἬ
خدا حجامتم می کند تیغ می زند !! کار از خون گذشته ... به شیره جون رسیده ....!
ᾋṨἬἝƓἬ
طرف ما شب نیست.......من تو را دوست دارم و شب از ظلمت خود وحشت می کند .
ᾋṨἬἝƓἬ
داشتم گیتار میزدم یکی از فامیلای تقریبا مسن اومد خونمون گفت داری ویالون میزنی گفتم ن دارم گیتار میزنم گفت یعنی نمیتونی باهاش ویلون بزنی؟ چه فایده داره برو یاد بگیر عموجون برو من=-|
ᾋṨἬἝƓἬ
خیلی وقت بود دنبال این متن بودم ، که بالاخره پیداش کردم :مادرم نماز می خواند و من آواز ! {دیدگاه}