...
هر وقت گفتید "دوستت دارم".... و شنیدید "تو هم خیلی برای من عزیزی"،..... یعنی خیلی دیره،.... یعنی باید سنگِ لحد رو بگذارید روی اون رابطه،.........یک حمد و سه تا قل هُو الله براش بخونید،........ و زندگی کنید.
...
دنیا پر از زنانی ست که بارها و بارها در برهه های مختلف شنیده اند که:............ "بالاخره بهت ثابت میشه که هیچ مردی به اندازه ی من دوستت نداره"........... و هیچ چیز هم هیچ وقت بهشان ثابت نشده!
...
پاییز از درخت شروع میشود، .........عشق همیشه از چشمان تو
...
این روز ها......... برد با كسی است که بیرحم باشد! .......از دلت مایه بگذاری........ باخته ای...!
...
ساده که باشی زود حل میشوی، ....زحمتشان را کم میکنند میروند سروقت مسائل دیگر! ....اشکت را پاک کن و بخند ؛ ....بگذار یک چندمعادله چندمجهولی بی جواب ،..... عمری بر سرکارشان بگذارد !..... خلایق هرچه لایق !
...
نگران نباش.... به قرار میرسم..... فقط،...... چند قدم مانده تا مرگ!
...
تو مُردهای،..... اما مُردنَت اتفاقی نبود. .......خدا به ستوه آمده بود از تنهایی!
...
وقتِ رفتن بهدستَش سپردمَت،.... اما دیگر بازَت نگرداند....... چه نارفیق است خدا
...
چه تراژدیِ بزرگی میشود زندهگی..... وقتی نهنگِ اقیانوس باشی ......و عاشقِ ماهیِ برکه شوی!
...
از وقتی رفتهای.... همهچیز زیباتر شده است:..... پاییز، تماشای غروب و سفر دُرناها،..... قدم زدن در خیابان و ....... کاش زودتر میرفتی!
...
کاش پلهبرقیهای فرودگاه را عکسْ سوار میشدی......... به خانه برمیگشتیم .......در خیابان عاشق میشدیم........... بعد، کودک،.... نوزاد،... و بعد، .............کاش اصلن به دنیا نمیآمدیم!
...
تو لعنتِ خدا به من بودی....... کاش دوباره لعنتم کند خدا
...
مادربزرگْ - که خدا نور به قبرش ببارد - میگفت:....... عاشق که باشی هرگز نخواهی مُرد........ اما، .........خودش مُرد!............ چه پارادوکسِ بزرگیستْ عشق!
...
بگو جهت عقربه ها را عوض کنند..... ساعت های رفته را می دانم...... دقیقه های مانده را بشمار" ...*