*اشکان*
دیوانه باش تا عاقلان غمت را خورند!
*اشکان*
آدما مثه خورشیدن باید فاصله تو ازشون حفظ کنی به حدی حفظ کنی که: نه بسوزی نه ذوب شی فقط گرم شی.
*اشکان*
در رخنه غار های دلگیر/میگشت به جست و جوی نخجیر
*اشکان*
قداست ایران بلندی دماوند اصالت نوروز قدرت ارش شرافت کاوه غیرت بابک نجابت مازیار زیبایی شیرین عشق فرهاد شکوه جمشید زلالی اناهیتا مردانگی پیروز ترنم باربد ترانه نکیسا ازادگی مزدک گرمای اتش پهلوانی رستم جوانمردی سهراب جاودانگی زرتشت پروازهما عمرپرسپولیس منش کوروش
*اشکان*
*در پارکینگ رو باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پ ن پ در رو باز کردم هوای کوچه عوض شه
*اشکان*
خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم
*اشکان*
در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند پروانه شدن یعنی تباهی !