مهدی
و نترسيم از مرگ (مرگ پايان كبوتر نيست. مرگ وارونه يك زنجره نيست. مرگ در ذهن اقاقي جاري است. مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد. مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد. مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان. مرگ در حنجره سرخ - گلو مي خواند. مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است. مرگ گاهي ريحان مي چيند. مرگ گاهي ودكا مي نوشد. گاه در سايه است به ما مي نگرد. و همه مي دانيم ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است.)
مهدی
گفتی شتاب رفتن من از برای توست - آهسته تر برو که دلم زیر پای توست //// باقهر میگریزی و گویا که غافلی --- آرام سایه ای همه جا در غفای توست
مهدی
چرخ يك گاري در حسرت واماندن اسب، اسب در حسرت خوابيدن گاري چي ، مرد گاري چي در حسرت مرگ.
مهدی
و خدايي كه در اين نزديكي است: لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند. روي آگاهي آب، روي قانون گياه.
مهدی
بام را برافكن ، و بتاب ، كه خرمن تيرگي اينجاست. بشتاب ، درها را بشكن ، وهم را دو نيمه كن ، كه منم هسته اين بار سياه. اندوه مرا بچين ، كه رسيده است. ديري است، كه خويش را رنجانده ايم ، و روزن آشتي بسته است. مرا بدان سو بر، به صخره برتر من رسان ، كه جدا مانده ام. به سرچشمه "ناب" هايم بردي ، نگين آرامش گم كردم ، و گريه سر دادم. فرسوده راهم ، چادري كو ميان شعله و با ، دور از همهمه خوابستان ؟ و مبادا ترس آشفته شود ، كه آبشخور جاندار من است. و مبادا غم فرو ريزد، كه بلند آسمانه زيباي من است. صدا بزن ، تا هستي بپا خيزد ، گل رنگ بازد، پرنده هواي فراموشي كند. ترا ديدم ، از تنگناي زمان جستم . ترا ديدم ، شور عدم در من گرفت. و بينديش ، كه سودايي مرگم . كنار تو ، زنبق سيرابم. دوست من ، هستي ترس انگيز است. به صخره من ريز، مرا در خود بساي ، كه پوشيده از خزه نامم. بروي ، كه تري تو ، چهره خواب اندود مرا خوش است. غوغاي چشم و ستاره فرو نشست، بمان ، تا شنوده آسمان ها شويم. بدر آ، بي خدايي مرا بياگن، محراب بي آغازم شو. نزديك آي، تا من سراسر ((من)) شوم.
مهدی
دردیست غیر مردن که آن را دوا نباشد ---- پس من چگونه گویم کاین درد را دواکن؟ // بر شاه خوبرویان واجب وفانباشد ---- ای زردروی عاشق تو صبرکن وفاکن
مهدی
کاش دردم در زندگی عاشقی بود و گله ام از یار، ولی درد من درد زندگیست ، با این چه کنم؟
مهدی
بچه ها تا ترانه منو نزده به من رفتم قرقره بازی،دوست داشتم بیشتر بمونم ولی انگار .... شبتون خوش، بدرود
مهدی
آخه یکی نیست به من بگه تورا با دیال آپ به دنبالر چه؟ برو قرقره بازی
مهدی
کاش میگفتی چیست ،آنچه از چشم تو تاعمق وجودم جاریست --- بدرود بچه ها شبتون قشنگ
مهدی
مارا نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است --- بردار زرخ پرده که محتاج نگاهیم
عزیزم هرچی می کشیم از دست خودمون دیگه
15 سال و 4 ماه و 1 ساعت و 4 دقيقه قبلنه اقا جان نه ، خيلي هم كارمون درسته ... تمومش كن ، نفوذي...
15 سال و 4 ماه و 58 دقيقه قبلتسلیم من اقرار می کنم که جاسوس آمریکام واسه موصاد کار می کنم
15 سال و 4 ماه و 55 دقيقه قبلفكر كردي به همين سادگياس؟؟ فكر كردي اعتراف كني، بخشودگي جرم داره ؟؟؟ نه آقا تازه جرمت اثبات شده ...
15 سال و 4 ماه و 52 دقيقه قبلیعنی کارم تمومه؟
15 سال و 4 ماه و 40 دقيقه قبل