سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
من از روییدن خار سر دیوار دانستم / که ناکس کس نمیگردد از این بالانشینیها
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
قلب من از تپیدنش خسته شد نبضم با ضربه های معکوس مرد قلب من از خستگی خوابش گرفت
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
يکي مي پرسد اندوه تو از چيست؟ / سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
انتـــها...جـــاده ايست...بنبست....
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
همیشه از فاصله ها گلایه داشتیم...شاید یادمان رفته که در مشق
کودکی هم برای فهمیدن کلمات کمی فاصله لازم بود...
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح/ هست خاکی که به آبی نخرد توفان را
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید / دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی / جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
آه ... آیا ناله ام ره می برد در تو ؟ ... تا زنی بر سنگ ، جام ِخود پرستی را
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند . . .