شامشو هنوز خورده نخورده / رفته هــندونه رو شسته /بعد دیدم حوله برداشته پیچیده دور هندونه داره خشکش میکنه / منو داری حالا درسته بچه 8 سالشه / ولی تا این حد که آدم اینطور نمیشه بچه جان / داداش من دارم
بچه مدرسه ای که بودیم هر چند وقت یه بار که #دلمون برای دورهمی محض خوشگذرونی #تنگ میشد به بچه ها میگفتیم #تولد نمیخواین بگیرین ما بیام یکم خوش بگذرونیم دلمون وا شهحالا که هر کدوم رفتیم #دانشگاه یه جای #ایران وقتی بهم میرسیم میپرسیم کی میخواین #عروسی کنین ما بیایم دور هم جمع شیم بلکه #بچه هارو ببینیمهرچی بزرگتر میشیم #جدا تر میشیم
آغا آخر شبى اينم بگيم و بريم ...راوى ميگه يه بنده خدائى از قشر زحمت کش قالى بافان نومزد ...بووووووووق شده گفته اگه من بوووووق بشم به جاى سفره روقالى غذا ميخورين ينى قالى ها همش مياد سر سفره هامو ....حالا خود دانيد