@سـكوت ِ عــاطــفه ها . . . یه وقتـایی هم هســت .. که مــــزه ی بودن یکی .. یه جوری رفته زیر دنـــدونت !! که وقتـــی ازش دوری .. همه چی میشه زهرمــــار ..!
چند روز پیش توی مترو یه دختریُ دیدم یه قسمتی از موهاشو بنفش و خاکستری کرده بود،منو برد به 15.16 سالگیام! اون موقع ها من عاشق اَوریل و موهای رنگیش بودم... یه روز رفتم خونه پامو کردم تو یه کفش که من میخوام موهامو یه کم صورتی کنم! خلاصه انقدر رو مخ مامان کار کردم تا راضی شد! هر روز میرفتم جلوی آیینه شاید ساعت ها با موهای سرخابیم بازی میکردم! الان که فکر میکنم میبینم چه کار خزی بوده واسه خودش ولی به خدا همه می گفتن قشنگه