سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
کودکی ام پاکی ام سادگی ام گریه های از دوریت هنگام تولدم دست خالی بودنم را یادم می رود به یادم بنداز که من چون طفلی در آغوشت بودم که جز تو مآوایی ندارد تو را می خواهم محبوب من خدای دوست داشنی من
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
یک عمر زیر پا لگد کردند او را / اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هميـــــشه فكرت با من است... اگـــرچه كه دوري از احساسم ..
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مهتـــاب شبهايم ..... گم شـــد