از اين پس نامه هايم را براي هيچ #بابا-لنگ-درازي نخواهم نوشت، بابا مــُرد..عصايش را كنار در گذاشت و رفت،ديگر سايه اش هم به اين حوالي سرك نمي كشد .تمبر هاي نامه هم تمام شد!! آخرين نامه هايم را با اشك هايم برايت نوشتم و دست هيچ پستچي ندادم! خيالت راحت باشد .... #ماه-بانوي عزيزم ســـلام اينكه تو را بعد از بابا لنگ دراز پيدا كردم خوشحالم مانده بودم نامه هايم را به آدرس كدام عزيز نداشته ام بفرستم كه تو را ديدم. #برق ِ چشمانت مرا به سالهاي كودكي ام كشاند،اميدوارم آغوشت هيچگاه اين تن ِ زخمي را تــرك نكند #ماه-بانوي عزيزم ..شايد كمي زمان ببرد كه با هم اُخت شويم اما حس ِ بودنت #عجيب صميميست.بوي بهار مي دهي بوي شادابي بوي لبخند هاي پر تكرار ِ كودكي..نمي خواهم در اولين نامه ام سرت را درد بياورم فقط بدان بودنت #آرامش است #حسي نو در من ميكاري جوانه هاي #احساسم را براي تو باز مي كنم يك نامه ي كوتاه از تنها دختركـ روزگارِ پاييزي اين روزها.. #تمبرم را درخت #پاييز انتخاب كردم اما اميدوارم جوابت به نامه هايم هميشه #بهاري باشد ماه بانوي من هميشه بتاب ..امضا: دخترك #پاييزي تو (عاطفه)