سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
از آزادی سوار تاکسی شدم تا صادقیه میگم چقدر شد؟ میگه 500تومن میگم همش دو قدم راهه 500تومن!! میگه اینطوری قدم برداری شلوارت پاره میشه هاااااا
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
همیشه از فاصله ها گلایه داشتیم...شاید یادمان رفته که در مشق
کودکی هم برای فهمیدن کلمات کمی فاصله لازم بود...
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
آنچه مهم است تصمیمیست که میگیریم تا قدر آینده از غیر خدا ببریم
و از عالم ملک به عالم ملکوت عروج کنیم
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
آنچه امروز داریم آرزوهای دیروزمان هستند! . . ..
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
برهنه ات میکنندتابهترشکسته شوی.امانترس گردوی کوچک من.آنچه سیه میشود،روی تونیست،،،دست آنهاست!!!
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
نوشتم به یاد عقربه ی همیشه در خواب رفته به یاد پنجره جوش خورده چرکی به یاد پیرمرد همیشه جارو به دست به یاد لحظاتی که بی درنگ خوش گذشت....